بعضى ياد آورى ها لازم است
ولى كافى نيست!
در زندگى همه ى ما،
آدم هايى هستند كه،
بايد هزاران بار به يادشان بياورى!
كه كجا بودند بدون شما
به كجا رسيدند در كنار شما
و چه بى چشم و رويند بعد از شما

[ #علي‌قاضي‌نظام ]

هراس و حسرت و اندوه و یک خروار نفرین را  ...
 چه مشکل می کشی بر دوش خود این بار سنگین را !
چه فریادی ست با لب های خاموشت؟ بگو با من!
بگو راحت شوی! سوزن بزن این زخم چرکین را
تو شاعر نیستی اما در آشوب تو می بینم
تپش های فروغ و بیقراری های سیمین را
تو چون قدّیسه ای پاک آمدی یک شب به دیدارم
رفو کردی به مژگان رخنه ی افتاده در دین را
چه بی ذوق است استادی که با صد خون دل آموخت
به انگشتان زیبای تو این نُت های غمگین را
اگر از حال و روز من بپرسی، سخت مأیوسم
که چشمانم نمی بینند چشم انداز پیشین را
توگویی رفته ام از خاطر آن روزهای خوب
توگویی برده ام از یاد، آن شب های شیرین را
تکانم داد این تقدیر، اما من نفهمیدم
شبیه مرده هایی که نمی فهمند تلقین را...

 

 
شعر از: محمدرضا طاهری


من بی معرفت نیستم ؛
فقط یاد گرفتم همونقدری که تو زندگی آدما هستم ، تو زندگیشون باشم!
🌸😌

پ ن: البته همینقدم ک هستم از مهربونیمه وگرنه ...

دست و پا زدن برا نگه داشتن کسی ک دوست نداره احمقانه ترین کار دنیاس

و کثیف ترین آدم تو این دنیا کسیه ک ادعای دوست داشتنتو داره ولی داره دروغ میگه

 

#ازت_متنفرم

با سادگی تمام بیصدا شکستیم
چه زخمهایی که از عزیزان خوردیم
اشکها را پشت لبخندی مخفی میکنیم
که خیلی درد میکند
و هیچکس نمیفهمد
ما را درد همین نفهمیدن میکشد
نه زخم‌ها. . .

 

بعدها...

💭
بعد ها
شاید به خیلی چیزها فکر کنی
آدم‌ها با مرور زمان به اشتباهاتی که در حق دیگران کرده اند بیشتر فکر میکنند...
بعد ها
شاید به خیلی چیزها فکر کنم
به هر چیزی به غیر از تو
از یک جایی به بعد
دیگر نمیخواهم از تو خبر داشته باشم
دوست دارم زندگی ام را
همینطور که هست قبول کرده و با تمام نشدن هایش کنار آمده باشم...
کلنجارهای همیشگی با ‌دلم تمام شده باشد و دیگر خودم را به خاطر تو سرزنش نکنم
بعد ها
شاید بفهمی چرا بعضی حرف ها را به تو میزدم
و یا چرا بعضی کارها را بدون هیچ سوالی برایت انجام میدادم
بعد ها شاید بفهمی
و یا کسی به تو بفهماند
که چقدر دوستت داشتم
شاید
تو امروزِ من شوی ...
همین قدر عاشق و بيقرار
بعد ها ولی ،
من دیگر مثل امروزم نیستم..
من آن کسی هستم که خیل وقت پیش
در آن روزها که چشمانت را بسته بودی و خودت را به نفهمیدن میزدی
چمدانش را بسته و از زندگی ات رفته است ..
کسی که اینبار
نقش تو را بازی میکند
و خودش را به نفهمیدن
نخواستن
و دوست نداشتن
میزند .. !
💙🌱