عید

عید که آمد  

عید که آمد فکری برای آسمان تو خواهم کرد  

یادم باشد روزهای آخر اسفند دستمال خیسی روی ستاره ها یت بکشم  

و گلدانی کنار ماهت بگذارم  

زندگی که همیشه این جور پیچ وتاب نخواهد داشت  

بد نیست گاهی هم  دستی به موهایت بکشی  بایستی کنار پنجره وبا  درخت و باغچه صحبت کنی  

پنهان نمیکنم که پیش از این سطرها  "دوستت دارم "  را می خواسته ام بنویسم  

حالا کمی صبر کن بهار که آمد   

فکری برای آسمان تو و سطر های پنهانی خودم خواهم کرد....... 

 

(حافظ موسوی)

بهار

بهار  

چشم های تو بود  

پلک می زدی شکوفه می ریخت ، 

حالا انگار  

روی زمستان گیر کرده  است  

سوزن فصل ها  

 

(نوشته رضا کاظمی )

نامه

سلام .....بی مقدمه برایت می نویسم  

می گویند آلزایمر بیماری قرن پیش روی ماست ،دیشب تلوزیون داشت می گفت با مرور خاطرات از بروز الزایمر جلوگیری کنید . می گویم عشق من که به کارت نیامد لا اقل با مرور خاطره عشق سال های دورت از بروز آلزایمر جلو گیری کن ...... این روز ها خیلی نگران سلامتیت شده ام .......می دانی ....    آخر از همان قدیم ها علائم این بیماری را در تو دیده بودم .....همین که آن همه قول و قرار را یکدفعه فراموش کردی را می گویم ..... هر چند وقت یک بار سری بزن به خاطره ی عشقمان ...بگذار دلم خوش باشد که برایت خاطره ام ...................نه اینکه فکر کنی دلتنگم ....یا دلخورم ....نه ...فقط  این روز ها نگران سلامتیت شده ام .... 

راستی اگر جویای حال ما باشی .......ملالی نیست ....به لطف تکرار هر لحظه ی خاطره عشق مان آلزایمر  نمی گیرم ... 

ولی راستش را بخواهی تکرار روز های بی تو بودنم دیوانه ام کرده